ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

9

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

نمى پذيرد كه با معاويه بيعت كردى در حالى كه چهل هزار سپاهى با تو بودند و از او براى خود عهد و پيمان استوار و آشكارى نگرفتى و تعهدى ميان خودش و تو كرد و اينك شنيدى كه چه گفت . به خدا سوگند كه از اين سخنان كسى جز تو را اراده نكرد ، امام حسن به مسيب فرمود : عقيده‌ات چيست گفت : اينكه به حال نخست برگردى كه او پيمان ميان خود و تو را شكسته است . فرمود : اى مسيب من اين كار را براى دنيا نكردم كه معاويه به هنگام جنگ و رويارويى پايدارتر و شكيباتر از من نيست ، بلكه مصلحت شما را اراده كردم و اينكه از ريختن خون يكديگر دست بداريد ، اينك به قضاى پروردگار خشنود باشيد تا نيكوكارتان آسوده باشد و از ستم تبهكارى - چون معاويه - خلاصى پيش آيد . مدائنى مى گويد : عبيدة بن عمرو كندى به حضور امام حسن عليه السّلام آمد ، عبيده كه همراه قيس بن سعد بن عبادة بود ، ضربه شمشيرى بر چهره‌اش خورده بود ، امام حسن پرسيد : اين زخم كه بر چهره‌ات مى بينم چيست گفت : هنگامى كه همراه قيس بودم چنين شد . در اين هنگام حجر بن عدى به امام حسن نگريست و گفت : دوست مى دارم تو پيش از اين مرده بودى و چنين كارى صورت نمى گرفت كه ما بر خلاف ميل خود و اندوهگين برگشتيم و دشمنان شاد و با آنچه كه دوست مى دارند ، برگشتند . چهره امام حسن گرفته شد ، امام حسين عليه السّلام با گوشه چشم و به خشم به حجر بن عدى نگريست و او خاموش شد . آن گاه امام حسن عليه السّلام فرمود : اى حجر همه مردم آنچه را كه تو دوست مى دارى ، دوست ندارند و عقيده آنان همچون عقيده تو نيست ، و آنچه كه من كردم فقط براى اين بود كه تو - و امثال تو - باقى بمانيد و خداوند هر روز در شأنى است . مدائنى مى گويد : سفيان بن ابى ليلى نهدى پيش امام حسن آمد و گفت : سلام بر تو اى زبون كننده مؤمنان امام حسن فرمود : بنشين خدايت رحمت كناد ، براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم موضوع پادشاهى بنى اميه آشكار شد و در خواب چنين ديد كه آنان يكى پس از ديگرى بر منبر او فرا مى روند و اين كار بر رسول خدا گران آمد و خداوند در اين باره آيتى از قرآن نازل كرد و خطاب به پيامبر چنين فرمود : « و آن خوابى را كه به تو نموديم جز براى آزمايش مردمان قرار نداديم و آن درخت نفرين شده در قرآن . » ، و از پدرم على كه رحمت خدا بر او باد شنيدم كه مى فرمود : به زودى خلافت اين امت را